تبلیغات
حیدر امیر حق
آخرین مطالب
سیاه پوش کردن مساجد محله صادقیون در استقبال از ماه محرم
اولین یادواره شهید محله صادقیون رفسنجان در روستای حسن اباد صادق الائمه علیه السلام نوق برگزار شد+ تصاویر
اولین یادواره شهید عباس اکبری در محله صادقیون رفسنجان برگزار میشود
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت، امیر المومنین (علیه السلام ) بر شماخجسته باد.
جذب کمک های مردمی موکب امام علی علیه السلام
عید سعید قربان، روز سربلندی انسان در پیشگاه خداوند و ملائک، بر مؤمنان حقیقی فرخنده باد.
شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را به حضرت رضا علیه السلام و تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم
متن زیارت مخصوص امام صادق علیه السلام
پیام تبریک خادمین صادقیه به مناسبت روز خبرنگار
ولادت حضرت رضا (علیه السّلام) مبارک
مراسم ختم خادم الصادق کربلایی حمید حسینی+تصاویر
پیش‌بینی های استاد اخلاق مرحوم ملاغلامرضا ناصری از زبان فرزندشان
8شوال سالروز تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام تسلیت باد
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
روز قدس روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است،
02:10 ب.ظ
498
گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای زنان امتش

نتیجه تصویری برای گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای زنان امتش

حسب نقل، (در حدیث معراجیه) حضرت علی (علیه السلام) فرموده اند: روزی من با فاطمه (سلام الله علیها) خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شدیم، دیدیم آن حضرت به طور شدیدی گریه می کند. 
من گفتم: پدر و مادرم فدای شما باد یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ چه چیزی شما را گریان کرده؟ 
 حضرت فرمود: ای علی! شبی که به معراج رفتم، دیدم زنان امتم در عذاب شدید گرفتارند. از مشاهده حال آنان ناراحت شدم و اکنون به یاد آنان افتادم و این گریه من به حال زنان امتم می باشد که در عذاب شدید واقع شده اند؛ 
زنی را دیدم: به موهای سرش آویزان بود و مغز سرش می جوشید. ..........


زنی را دیدم: به زبانش آویزان بود و آب جوشان در حلقش می ریختند. 
زنی را دیدم: به پستانهایش آویزان بود. 
زنی را دیدم: که گوشت بدنش را می خورد و از زیرش... آتش شعله ور بود.
زنی را دیدم: دو پایش را به دو دستش بسته بودند و مارها و عقربها بر او مسلط بودند. 
 زنی را دیدم: که کر و کور و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از سوراخهای بینی اش خارج می شد و بدنش از خوره و پیسی قطعه قطعه به نظر می رسید. 
زنی را دیدم: که با پای آویزان، در تنوری از آتش بود. 
زنی را دیدم: که بدنش را با قیچی آتشین قطع می کرد. 
زنی را دیدم: که دستها و صورتش می سوخت و مشغول خوردن معده و روده های خودش بود. 
زنی را دیدم: که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود و هزاران عذاب گوناگون او را احاطه کرده بود. 
زنی را دیدم: که به صورت سگ بود و آتش از دبرش داخل می شد و از دهانش خارج می گردید، و فرشتگان با گرزهای آتشین بر او می نواختند. 
 آنگاه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عرض کرد: عزیزم، نور چشمانم، مرا آگاه کن که آن زنان چه رفتار و کرداری داشتند، که خداوند این عذابهای دردناک را بر آنها قرار داده بود؟! 
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم! 
آن زنی که به موهای سرش آویزان بود؛ زنی بود که موی سرش را از نامحرم نمی پوشانید. 
 آن زنی که به زبانش آویزان بود؛ زنی بود که با زبان، شوهرش را آزار می داد. (مرتب نق می زد؛ غرولند می کرد؛ زخم زبان می زد؛ به شوهرش پرخاش می کرد؛ در مقابل فرزندان و دیگران او را سبک می کرد؛ به شوهر می گفت من از تو خیری ندیدم؛ من بدبخت شدم...)
 آن زنی که به پستانهایش آویزان بود؛ زنی بود که هرگاه شوهرش او را می طلبید امتناع می کرد. (به بهانه های واهی و بی اساس طفره می رفت؛ و به نیازهای جنسی شوهرش جواب مثبت نمی داد.)
آن زنی که به پاهایش آویزان بود؛ زنی بود که بدون رضایت شوهرش از خانه بیرون رفته بود. 
 آن زنی که گوشت بدنش را می خورد؛ زنی بود که برای مردم زینت و آرایش می کرد. (یعنی برای شوهرش زینت نمی کرد، اما وقتی می خواست از منزل بیرون رود و در مجالس عمومی شرکت کند با زینت و آرایش کامل بود. چنین زنی در عالم پس از مرگ گوشت خودش را می خورد.)
 آن زنی که دست و پاهایش را به هم بسته بودند و مارها و عقربها بر او مسلط بودند؛ زنی بود که به پاکی و ناپاکی اهمیت نمی داد و از نجاست پرهیز نمی کرد و از غسل جنابت و حیض و... دریغ می ورزید، به موقع نظافت نمی کرد، نمازش را سبک می شمرد و نمی خواند، چنین زنی عذابش این است که دست و پاهایش را می بندند و مارها و عقربها را به جان او می اندازند. 
آن زنی که کر، کور و لال بود؛ زنی بود (پناه به خدا می بریم) که بچه ای از زنا زائیده و به گردن شوهرش انداخته بود. 
آن زنی که گوشت بدنش را قیچی می کرد؛ زنی بود که خودش را به مردها ارائه می داد، و هر روز در دامن یکی بود. 
 آن زنی که صورت و بدنش می سوخت و مشغول به خوردن معده و روده هایش بود؛ زنی بود که از راه های حرام، زنان و مردان را به هم می رسانید. 
آن زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود؛ زن سخن چین و دروغگو بود، یعنی آتش آور معرکه دیگران بود. 
میان دو شخص جنگ چون آتش است - سخن چین بدبخت هیزم کش است 
آن زنی که به صورت سگ بود و آتش از دبرش داخل و از دهانش خارج می شد؛ زنی آوازه خوان بود. 
و در پایان فرمود: وای بر آن زنی که شوهرش از دست او ناراضی باشد و کاری بکند که شوهرش به خشم آید و ناراحت شود. 
و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از دست او راضی و خرسند باشد.(50) 
 همه این حرف و سخنها درباره زنانی است که خود را انسان می دانند و به جهان بعد از مرگ اعتقاد دارند و... بنابراین ضروری به نظر می رسد این زنان، همیشه هنگام خروج از منزل فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه و آله را در نظر بگیرند و خود را از نامحرم بپوشانند و مواظب باشند تا آینده خود را تباه نکنند. 
 اما زنانی که انسانیت خود را فراموش کرده و فقط به حیوانیت خود فکر می کنند و به قیامت معتقد نیستند، خدا می داند چه به سرشان می آید؛ مگر اینکه از خواب غفلت بیدار شوند و توبه نمایند.